آموزش خبرنگاری

:: آموزش خبرنگاری

قید ربط چیست؟

قیدهای ربط درست مانند مفصل های بدن هستند. فقط به جای استخوان ها، دو جمله ی کامل و مستقل را به هم پیوند می دهند. گاهی سرِ جمله ی اول می آیند، گاهی بین دو جمله. کارشان این است که بین دو جمله پیوند معنایی ایجاد کنند. قیدهای ربط از آن دسته کلمه ها یا ترکیب هایی ست که امضای نویسنده را با خود دارد. در این درس، علاوه بر شناخت قید، به انواع قیدهای ربط از نظر معنایی و ساختاری، و برخی قیدهای ربط نادرستِ ساخته ی دست اربابان رسانه و سازمان ها می پردازیم.

 

قید ربط چیست؟

 

                                                                                                                                                                                         سیده الهام باقری

قید

قدیمی‌ها می‌گفتند، قید کلمه‌ای‌ست که چگونگیِ انجام یافتن فعل را بیان می‌کند؛ اما امروزه این تعریف کامل‌تر شده‌است: قید کلمه یا گروهی‌ست که مفهومی به مفهوم فعل، صفت، مسند، قید دیگر یا مصدر می‌افزاید و درباره‌ی آن‌ها توضیحی می‌دهد و آن‌ها را به آن مفهوم جدید مقیّد می‌کند. از این نظر چند جور قید داریم:

                                                                                                                قید فعل، که فعل را مقیّد می‌کند: «او شتابان آمد.»

                                                                                                                قید صفت، که صفت را توضیح می‌دهد: «مرد بسیار دانا می‌گفت...»

                                                                                                                قید قید، که توضیحی برای قید دارد: «مریم بسیار خوب درس می‌خواند.»

                                                                                                                و قید مصدر، که توضیحی درمورد مصدر می‌دهد: «تند رانندگی کردن خطرناک است.»

قید ربط

جز موارد بالا، گاهی قید، کلّ جمله‌ی پیش یا پس را مقیّد می‌کند و توضیح می‌دهد و با این توضیح، میان دو جمله ربط ایجاد می‌کند. به این نوع قید، «قید ربط» می‌گویند. برای مثال:

شبکة تلویزیونی ... همواره ادعای استقلال مالی و سیاسی می‌کرد؛ اما سرانجام،دم خروس این شبکه بیرون زد.

یا:

الحسین از فیفا خواست گزارش گارسیا را فوراً منتشر کند؛ چراکه حتی نامزدهای انتخابات فیفا باید بدانند چه اتفاقاتی در این سازمان رخ داده‌است. 

گروه قیدهای ربط از نظر معنایی به هفت دسته تقسیم می‌شوند:

1. قیدهای ربط بیان نتیجه؛ پس، بنابراین، درنتیجه، بدین ترتیب، از این رو، ...

نمونه:  ... نخست، گویا وی، فردی استثنایی‌ست؛ دوم، این نهادها ... شأن نظارتیِ خود را ازدست داده‌اند؛ درنتیجه پرسشی در جامعه ایجاد می‌شود که ... ؟

2. قیدهای ربط بیان استثنا؛ به جز، مگر، مگر آن‌که،الّا، به غیر از، به جز مواردی که گفته شد، ....

نمونه:  ...این وعدة الاهی‌ست که هرگز به نیکی نمی‏‌رسید، مگر آن‌که از آن‌چه خود دوست دارید در راه خدا بگذرید.

3. قیدهای ربط بیان تناقض یا تضاد؛ اما، ولی، ولیکن، با وجود این، درحالی که، حال آن‌که،با این‌که، با این حال، وگرنه، ...

نمونه:  مدرسه‌ها را تعطیل می‌کنند که تردد کم‌تر شود؛با این حال،خانواده‌ها فرزندان‌شان را به گردش می‌برند و باز هم همان ترافیک و شلوغی در خیابان‌ها ایجاد می‌شود.

4. قیدهای ربط بیان مطلب افزوده؛ نیز، هم‌چنین، افزون بر این، علاوه بر این، به علاوه، ضمناً، درضمن، گذشته از این، وانگهی، مع هذا، از سوی دیگر، از طرفی، نکته‌ی دیگر این‌که، ...

نمونه:دایرة نفوذ شبکه‌های موبایلی ... بسیار محدودتر از قبل شده‌است... مؤلفه‌ای که باعث می‌شود این شبکه‌ها در انتخابات کم‌تر از رسانه‌های مکتوب و مجازی مؤثر باشند. از سوی دیگر، اکثریت کارگزاران حوزة سیاست کم‌تر از بدنة جامعه از این شبکه‌هااستفاده می‌کنند.

5. قیدهای ربط بیان علّت؛ زیرا، چون، چراکه، چون که، به این دلیل (علّت، سبب) که، برای این‌که، ....

نمونه: معلمان در امر تحصیل در مدرسه‌ها کم‌کاری نمی‌کنند؛ بدین سبب که، آن را هزینه نمی‌دانند.

6. قیدهای ربط بیان توضیح ساده‌تر؛ یعنی، به عبارت دیگر، توضیح اضافه‌تر آن‌که، مانند، برای مثال، برای نمونه، آن‌گونه‌که، به‌طوری‌که، ...

نمونه:

آمریکایی‌ها هم‌چنین درمورد احتمال آسیب رساندن تروریست‌ها به خانواده‌هایشان به‌شدت ابراز نگرانی کرده‌اند؛به طوری که، از هر 10 شهروند، بیش از چهار نفرنگران خانواده‌هایشان هستند.

7. قیدهای ربط بیان شرط؛ اگر، اگرچه، چنانچه، وقتی که، هنگامی که، ...

نمونه

هنگامی که وحید طالب لو آمادة مسابقه می‌شد، طرفداران استقلال او را تشویق کردند.

یا: 

اگر چند روزی تقدیم لایحه بودجه به مجلس به تاخیر افتاد، برای این است که دولت بتواند برنامه را با بودجه و سیاست‌های کلّیِ اقتصاد مقاومتی تطبیق دهد؛ سپس تقدیم مجلس کند.

قیدهای ربط را ازنظر ساختاری نیز به سه دسته تقسیم کرده‌اند:

1. قید ربط ساده؛ یعنی قید یک‌واژه‌ای: اما، زیرا، چون،...

2. قید ربط مرکب؛ یعنی قید چندواژه‌ای: بدین منظور، از این نظر، چنانچه، همان‌گونه که پیش‌ترگفته شد، ...

3. قید ربط دو بخشی؛ گاهی قیدهای ربط بیان شرط، دو بخشی هستند، یک بخش بر سر جمله‌ی نخست می‌آیند و بخش دوم بر سر جمله‌ی دوم؛ مانند: اگرچه ... اما، نه‌تنها ... بلکه در مثال‌های زیر:

جوکووی -رییس‌جمهوریِ اندونزی- رقم هفت‌درصد را برای رشد اقتصادیِ اندونزی تا سال 2018 در نظر دارد، که نه‌تنها در سال 2015 از رقم پیش‌بینی‌شده کم‌تر است، بلکه به رقم سال 2014 نیز نرسید.

یا:

اگرچه اکثر آوارگان از خاورمیانه بودند، اما یک جای نگرانی برای مرتبط کردن این بحران به آفریقا وجود داشت.

نکته:

پس از قید ربط مرکب –اگر بین دو جمله آمده باشد- اغلب نشانه‌ی کاما یا همان ویرگول گذاشته می‌شود. به مثال‌های مورد 5 و 6 نگاه کنید.

ساخت قید ربط مرکب در رسانه‌ها بیش از هرجای دیگر رواج دارد؛ زیرا با قید ربط، خواننده‌ی مطلب، بهتر با موضوع خبر یا گزارش ارتباط می‌گیرد. درواقع، قید ربط میان ذهن خواننده و مفهوم متن یک پل ارتباطیِ خوب برقرار می‌کند. قید ربط، یک کلید خوب است که خواننده‌ی مطالب به‌سرعت می‌تواند میان جمله‌ها پیوند معنایی را پیدا کند و مطلب را عمیق‌تر متوجه شود. چون روش ساخت قید ربط مرکب، چندان دشوار نیست، هر خبرنگاری می‌تواند برای خودش و با امضای خودش قید ربط مرکب بسازد، که گاهی آن‌ها همه‌گیر و پرمصرف هم می‌شود؛ اما همین سادگی در روش ساخت، گاهی دردسرساز می‌شود؛ زیرابرخی قیدهای ربط مرکب، با روشی نادرست ساخته شده‌است. درپی، نمونه‌ای از ساخت نادرست این قیدها بررسی شده‌است:

با وجود این:

ساختار قید ربط مرکب با وجود این، چنین است:با (حرف اضافه) + وجود (اسم) + این (ضمیر اشاره)

چون ضمیر همیشه به مرجع ضمیر نیاز دارد، و برای یافتن مرجع باید به جمله‌های پیش از ضمیربرگشت، این قید ربط مرکب (با وجود این) می‌تواند میان جمله‌ی پیشین و پسین خود ارتباط معنایی ایجاد کند و ازنظر ساختاری درست است؛ اما اگر به جای با وجود این، گفتیم: با این وجود،یک قید ربط نادرست ساخته‌ایم؛ زیرا ترکیب با این وجود چنین است:

با (حرف اضافه) + این (صفت اشاره) + وجود (اسم)

فرق صفت اشاره با ضمیر اشاره این است که، صفت فقط می‌تواند موصوف خود را توصیف می‌کند؛ یعنی کلمه‌ی قبل یا بعد خودش را؛برخلاف ضمیر که به یک کلمه یا گروه یا جمله‌ی پیش از خودش برمی‌گردد و ان را توضیح می‌دهد. موصوف ترکیب با این وجود، وجوداست در معنای بودنو هستی. اگر جمله‌ی پیشین یا پسین ترکیب با این وجود، به موضوع هستی و وجودمربوط باشد، شاید بتوان این ترکیب را قید ربط مرکب دانست؛ اما اگر با مفهوم هستی هیچ ربطی نداشته باشد، بی‌گمان کاربرد آن نادرست است. هم‌چنین، چون مفهوم این ترکیب، در خودش است، یعنی صفتش موصوف خود را توصیف می‌کند، و به آن محدود می‌شود، نمی‌تواند میان جمله‌های قبل و بعد خود ارتباط ایجاد کند. پس کاربرد آن نادرست است.

نمونه:

جمله ی نادرست:  ... وقف این همکاری‌ها براساس تصمیم سیاسی دولت آمریکا گرفته شده است با این وجود نمایندگان سازمان های مبارزه با مواد مخدر روسیه و آمریکا در واشنگتن و مسکو حضور دارند.

جمله ی درست:  ... وقف این همکاری‌ها براساس تصمیم سیاسیِ دولت آمریکا گرفته شده‌است؛ با وجود این، نمایندگان سازمان‌های مبارزه با مواد مخدر روسیه و آمریکا در واشنگتن و مسکو حضور دارند.

منبع : روابط عمومی روزنامه ایران آموزش خبرنگاری
برچسب ها : قیدهای ,وجود ,بیان ,جمله ,نمونه ,این، ,وجود این، ,مقیّد می‌کند ,توضیح می‌دهد ,وقف این همکاری‌ها براساس ,دولت آمریکا ,دولت آمریکا گرفته ,وقف ا

آموزش خبرنگاری

:: آموزش خبرنگاری
آیا غلط مصطلح، درست است؟ شاید مردم کوچه و بازار یا ادیبان و شاعران حق داشته باشند در زبان خود، از غلط مصطلح استفاده کنند؛ اما بی گمان در زبان معیار (زبان رسمیِ کشور) غلط مصطلح، غلط است. مقصودِ ما از «غلط مصطلح» واژگان یا ترکیب هایی ست که از نظر دستور زبان فارسی نادرست به شمار می آیند. متأسفانه در زبان گفتار و نوشتار رسانه نویسان از این غلط های مصطلح بسیار دیده می شود، و جالب آن که با وجود فراوانیِ آن ها، مخاطبان رسانه، یعنی مردم عام، از این غلط ها در زبان روزمرّه شان استفاده نمی کنند! مگر وقتی قرار باشد جلوی دوربین قرار بگیرند یا بخواهند مانند اصحاب رسانه حرف بزنند!  

 
غلط مصطلح                                                                                                                                                                 
غلط مصطلح -همان‌گونه‌که از نامش پیداست- یعنی کلمه یا ترکیب نادرستی که از بس تکرار شده‌است، مخاطب معنای آن را متوجه می‌شود؛ برای مثال، در زبان مردم، وقتی بخواهند از فروشنده یا شخصیتی تعریف کنند، به جای آن‌که بگویند: «بزّاز خوبی‌یه!» یا «مدیر خوبی‌یه!»، می‌گویند: «آدم خوبی‌یه!» حال آن‌که «آدم» اسم خاص و نام نخستین پیامبر خداست و نمی‌تواند در جایگاه اسم عام قرار بگیرد! یعنی کاربرد «آدم» به جای «انسان» نادرست است؛ اما این کاربرد آن‌قدر عمومی و تکرار شده‌، که دیگر در زبان مردم جا افتاده و اغلب استفاده می‌کنند؛ به عبارت دیگر، غلطی‌ست که مصطلح شده! گفته شد که در زبان مردم، کاربرد غلط مصطلح عیب محسوب نمی‌شود؛ اما در زبان رسمی و معیار، غلط مصطلح حقّ ورود ندارد!
حجم فراوان غلط مصطلح زبان معیار –که با غلط مصطلح زبان مردم متفاوت است- با صنعت ترجمه و به دست مترجمانی که به زبان مقصد (فارسی) آشنایی نداشتند، رایج شد. حال آن‌که مردم هرگز از غلط‌های مصطلح رسانه‌ای در گفتار و نوشتار خود استفاده نمی‌کنند، و آن‌ها را خاصِ زبان رسمی می‌دانند! یعنی هر زمان که می‌خواهند برای سازمانی نامه بنویسند، یا جلوی دوربین رسانه قرار بگیرند، از این غلط‌های مصطلح رسانه‌ای در سخن خود وارد می‌کنند. چندین غلط مصطلح در رسانه رایج شده‌است، که در این مقاله برخی از آن‌ها بیان خواهد شد:                                                           
شرایط
شرایط، در عربی جمع شریطه به معنای پیمان و قرارداد است؛ اما در فارسی به‌اشتباه به جای جمع شرط استفاده می‌شود؛ درحالی‌که جمع شرط می‌شود: شروط. پس نباید گفت: «واجد شرایط» باید گفت: «واجد شروط»!
جای دیگری که شرایط نادرست استفاده می‌شود، در معنای وضعیت، اوضاع و موقعیت است. برای مثال، نباید گفت «شرایط جغرافیایی» باید گفت «وضعیت/موقعیت/اوضاع جغرافیایی»
جمله‌ی نادرست: امیدوارم در کنار اجرای برجام و با بهبود شرایط اقتصادی کشور، حق پخش تلویزیونی هم به فوتبال داده شود تا بتوانیم به سمت خصوصی سازی به راحتی حرکت کنیم.
جمله‌ی درست: امیدوارم در کنار اجرای برجام و با بهبود اوضاع اقتصادی کشور، حق پخش مستقیم تلویزیونیِ فوتبال نیز داده شود، تا بتوانیم به‌راحتی به سوی خصوصی‌سازی  حرکت کنیم.
جمله‌ی نادرست: ... شرکت های واجد شرایط، چنانچه در نمایشگاه های تجاری کشورهای دیگر حضور یابند، یارانه صادراتی از سوی سازمان توسعه تجارت ایران دریافت می کنند.
جمله‌ی درست: ... شرکت‌های واجد شروط، چنانچه در نمایشگاه‌های تجاریِ کشورهای دیگر حضور یابند، یارانة صادراتی از سازمان توسعة تجارت ایران دریافت می‌کنند.
خیلی
خیل، یعنی گروه اسب، فیل و درکل رمه. «ی» در خیلی، نکره‌ساز است (گروهی، گله‌ای)؛ اما این ترکیب به معنای بسیار نبوده و نیست و نباید به زبان معیار وارد شود؛ به‌ویژه آن‌که در دایره‌ی واژگان مردم کوچه‌وبازار نیز رایج است، و چندان رسمی نیست.
جمله‌ی نادرست: اتلتیکو مادرید خیلی زود به خواسته خود دست یافت.
جمله‌ی درست: اتلتیکو مادرید بسیار زود به خواستة خود دست یافت.
زیاد
زیاد کوتاه‌شده‌ی کلمه‌ی زیادﺓ عربی‌ست، به معنای بیش از این، بیش‌تر، که در ترکیب‌های زیاده‌خواهی، زیاده‌طلبی، زیاده‌خوری و مانند آن دیده می‌شود؛ اما هرگز در معنای بسیار و فراوان نیست!!
جمله‌ی نادرست: منابع آب نیز محدود و مصرف آن هم زیاد است، بنابراین در آینده با مشکل روبرو خواهیم شد.
جمله‌ی درست: منابع آب نیز محدود، و مصرف آن هم بسیار است؛ بنابراین در آینده با مشکل روبه‌رو خواهیم شد.
تقدیر
تقدیر، واژه‌ی عربی و به دو معناست:
1. اندازه گرفتن؛
2. سرنوشت.
اما هرگز به معنای تشکّر، قدردانی و سپاس نیست!! پس لوح تقدیر ترکیبی نادرست است و باید نوشت «لوح سپاس».
جمله‌ی نادرست: در این مراسم همچنین از اصغر دشتی کارگردان صاحب سبک استان یزد تقدیر ویژه بعمل آمد .
جمله‌ی درست: در این مراسم، به‌ویژه از اصغر دشتی -کارگردان صاحب‌سبک- استان یزد قدردانیِ شد.
اعزام
اِعزام از باب اِفعال عربی و از آن دست کلمه‌های ساخته‌ی ایرانیان است که چون در عربیِ فصیح نیامده، کاربرد آن در زبان معیار نادرست است؛ به‌ویژه که تنها رسانه‌ها و سازمان‌ها از آن استفاده می‌کنند. به جای آن می‌توان این واژه‌ها را به کار برد: فرستادن، گسیل کردن، روانه کردن، راهی کردن
جمله‌ی نادرست: ... به زودی مراحل اعزام آنان به یک دوره از این مسابقه ها آغاز می شود.
جمله‌ی درست: ... به‌زودی مراحل فرستادن آنان به یک دوره از این مسابقه‌ها آغاز می‌شود.
اشغال
اِشغال هم مانند اعزام، از باب اِفعال عربی‌ست که در عربیِ فصیح نیامده. بنابراین، کاربرد آن در زبان معیار نادرست است. این کلمه هم اغلب در رسانه‌ها مصرف می‌شود؛ اما نباید از آن استفاده کرد. اِشغال در زبان فارسی به چند معنا به کار رفته‌است که باید به جای آن، از واژه‌ی درست استفاده کرد:
1- اشغال به معنای پُر:
نگوییم و ننویسیم
بگوییم و بنویسیم
فضا را اشغال کرد
فضا را پر کرد
2- اِشغال به معنای مشغول:
نگوییم و ننویسیم
بگوییم و بنویسیم
تلفن اشغال است
تلفن مشغول است
3- اِشغال به معنای تسخیر، تصرّف، زورگیری، گرفتن، تصاحب:
نگوییم و ننویسیم
بگوییم و بنویسیم
اسراییلی‌ها کشور فلسطین را اشغال کردند
اسراییلی‌ها کشور فلسطین را تصاحب کردند (به زور گرفتند)
اشغالگران قدس
غاصبان قدس
فلسطین اشغالی
فلسطین غصب‌شده، فلسطین تصرف‌شده
 
جمله‌ی نادرست: ... این اشغال ادامه یافت تا اینکه پس از 38 سال این باریکه با جان فشانی های مردم مظلوم فلسطین به طور رسمی از اشغال غاصبان خارج و در 2005 میلادی پرچم فلسطین در آن به اهتزاز درآمد.
جمله‌ی درست: ... تصرّف ادامه یافت، تا پس از 38 سال، این باریکه با جان‌فشانی‌های مردم مظلوم فلسطین، به‌طور رسمی از تصاحب غاصبان خارج شد و در 2005 میلادی پرچم فلسطین در آن به اهتزاز درآمد.
جمله‌ی نادرست: در پی اشغال شهرستان سنجار 400 هزار نفر از ساکنان این شهرستان به استان دهوک کوچ کرده... 
جمله‌ی درست: در پی تسخیر سنجار، 400 هزار ساکن این شهرستان به استان دهوک کوچ کردند... 
به خاطرِ
خاطر به معنای «یاد» است. ترکیب «به خاطرِ» یعنی «به یادِ». پس نباید در این معناها به کار رود: برای، به سبب، به منظور، بابت،...
این ترکیب هم غلط مصطلح مردم است، هم زبان معیار، که در رسانه‌ها باید از جایگزین‌های درست آن استفاده کرد.
جمله‌ی نادرست: ...  بنابراین بنا نیست ما به خاطر برجام به کشوری مثل امریکا اعتماد کنیم. 
جمله‌ی درست: ...  بنابراین، بنا نیست ما به دلیل برجام به کشوری مثل آمریکا اعتماد کنیم. 
به جهتِ
هرچند کاربرد ادبیِ این ترکیب، در معنای: برای، به سبب، به منظور، بابت... نادرست نیست، مصرف آن در زبان معیار، به سبب ایجاد ابهام، نادرست است.
جمله‌ی نادرست: این موضوع از دو جهت اهمیت دارد...
جمله‌ی درست: این موضوع از دو نظر اهمیت دارد...
جمله‌ی نادرست: ... به دلیل جذابیت حوزه سرمایه گذاری ملی و برای سرمایه گذاران خارجی، سازمان تامین اجتماعی شریک مناسبی برای آنها جهت تشکیل سرمایه گذاری های مشترک و کنسرسیوم های بین المللی خواهد بود،
جمله‌ی درست: ... به‌سبب جذابیت حوزة سرمایه‌گذاریِ ملی برای سرمایه‌گذاران خارجی، سازمان تأمین اجتماعی درمورد/به‌منظور تشکیل سرمایه‌گذار‌های مشترک و کنسرسیوم‌های جهانی شریک مناسبی خواهد بود. منبع : روابط عمومی روزنامه ایران آموزش خبرنگاری
برچسب ها : جمله‌ی ,زبان ,نادرست ,درست ,معنای ,مصطلح ,جمله‌ی درست ,جمله‌ی نادرست ,زبان معیار ,ننویسیم بگوییم ,مردم مظلوم ,زبان معیار نادرست ,اهتزاز درآمد

::

میانجی های زبان فارسی 2

 

میانجی های زبان فارسی 2

 

یای میانجی در ترکیب ها     

اگر کلمه‌هایی با پایان مصوّت بخواهند با مصوّت «ی» (i) ترکیب شوند، باز هم یای میانجی خوانده و نوشته می‌شود. این مصوّت «ی» (i) می‌تواند: صفت‌ساز (اصفهان ï اصفهانی)، مصدرساز (خوب ï خوبی)، یا نکره‌ساز (دختر ï دختری) باشد؛ نمونه‌های زیر، کاربرد یای میانجی را نشان می‌دهد:

دانا+ یای میانجی+ ی (ī) مصدرساز یا صفت‌ساز یا نکره‌ساز = دانایی

پس نگارش این دست کلمه‌ها با همزه نادرست است:

 

ننویسیم بنویسیم

دانائی

دانایی

بابائی

بابایی

ریائی

ریایی

ناروائی

ناروایی

 

دانشجو+ یای میانجی+ ی (ī) مصدرساز یا صفت‌ساز یا نکره‌ساز = دانشجویی

پس نگارش این دست کلمه‌ها با همزه نادرست است:

  ننویسیم   بنویسیم

 دانشجوئی

 دانشجویی

 عموئی

 عمویی

 دوروئی

 دورویی

 بوئی

 بویی

 

ماهی + یای میانجی+ ی (ī) مصدرساز یا صفت‌ساز یا نکره‌ساز = ماهییی

نکته:  فرهنگستان، شیوه‌ی نگارش این‌دست کلمه‌ها را به شکل زیر تغییر داده‌است:

ماهی + ا+ ی (ī) مصدرساز یا صفت‌ساز یا نکره‌ساز = ماهیای

با آن‌که در خواندن این ترکیب، صدای یای میانجی به گوش می‌رسد، در نگارش دستور فرهنگستانی برایش جایی باز نکرده‌اند! فرهنگستان باز هم بدون دلیل زبان‌شناختی، شیوه‌ی نگارش این‌دست کلمه‌ها را به شکل زیر تغییر داده‌است:

پالتو+یای میانجی+ ی (ī) مصدرساز یا صفت‌ساز یا نکره‌ساز = پالتویی

پس نگارش این دست کلمه‌ها با همزه نادرست است:

ننویسیم بنویسیم

پالتوئی

پالتویی

متروئی

مترویی

کادوئی

کادویی

مانتوئی

مانتویی

 

نامه+ یای میانجی + ی (ī) مصدرساز یا صفت‌ساز یا نکره‌ساز = نامه‌یی

نکته:   در دستور زبان فرهنگستان، باز هم -با آن‌که صدای یای میانجی شنیده می‌شود (نامه‌یی)- اصرار است میانجیِ کاربردی، همزه باشد که با الف نشان داده می‌شود؛ یعنی نوشتن این ترکیب چنین باشد: نامه‌ای، خانه‌ای

نکته: چون در زبان فارسیِ معیار، واژه با پایان صدادار «ـَـ» (a) نداریم، برای نگارش آن نیز دستوری ادر نشده‌است.

  

میانجی های دیگر                    

میانجی‌های دیگر زبان فارسی چنین‌اند:

و (v)؛   مشترک میان زبان عام، خاص و معیار، اما با دامنه‌ی کاربرد به‌مراتب کم‌تر از ی (y). واو میانجی در فعل‌های زبان معیار به‌چشم می‌خورد؛ با این تفاوت که با تبدیل صدا روبه‌رو هستیم:

بـِ، می، نـَ، مـَ (پیشوند فعلی) + رُ (ماده‌ی مضارع فعل «رفتن») + واو میانجی+ شناسه (ـَـم، ـی، ـَـد، ـیم، ـید، ـَند): بروَم، بروی، برود، برویم، بروید، بروند

نکته:  ماده‌ی مضارع فعل «رفتن» در اصل بوده: رَو (raow) که در فارسیِ کنونی شده‌است: رُ (ro)؛ اما هنگامی که دو مصوّت کنار هم قرار می‌گیرند، «aow» باستانی‌اش به شکل «av» تغییر شکل می‌یابد. درواقع، میانجیِ واو می‌گیرد.

 در زبان مردم، این فعل کوتاه می‌شود. مانند: برم، بری، بره، بریم، برین، برن

یعنی مصوّت حذف می‌گردد. پس دیگر به میانجی هم نیازی نیست؛ زیرا دیگر دو مصوّت کنار هم قرار نمی‌گیرد.

واو میانجی، پشت سر «o»ی عطف، هم در زبان مردم، هم زبان معیار و هم زبان ادبیات بسیار رواج دارد؛ برای مثال:

بیا و ببین در زبان مردم و معیار: فعل بیا + وُ (vo) ترکیب «o»ی عطف و «v»  میانجی + فعل ببین.

نکته:  تمامیِ کلمه‌های پایان صدادار در عطف به «o» با واو میانجی خوانده می‌شوند و این قانون در زبان معیار، زبان ادبی و مردم مشترک است.

هـ (h)؛ میانجی است که تنها در زبان عام کاربرد دارد و به زبان معیار وارد نشده‌است؛ برای نمونه، هنگام اضافه شدن ضمیر شخصیِ مضافٌ‌الیهی به حرف اضافه در زبان مردم، هـ میانجی شنیده‌می‌شود: 

  به (حرف اضافه)+ هـ میانجی + ضمیر شخصیِ مضافٌ‌الیهیِ «ـِـ‌ش»= بهش

و این میانجی در تمام صیغه‌های صرفیِ این ضمیر وجود دارد.

همزه (ء) ؛ این میانجی را هم در زبان معیار می‌شنویم و می‌بینیم، هم زبان عام. در نمونه‌های بالا از زبان معیار، نامه‌ای، ماهی‌ای از این دست هستند. و در زبان عامیانه، پس از فعل کوتاه‌شده‌ی است/هست، اگر به مصوّت ـُـ برسد:

مال توئه، که منظور این است: مال تو است.

جمله‌ی نادرست:  همان مصالحه ائی که رسول اکرم(ص) در ذی القعده سال ششم هجرت وقتی به قصد حج مدینه را به قصد مکه ترک کرد اعلام میکند که در این ماه های حرام قصد جنگ با مشرکان را ندارد.

جمله ی درست:   همان مصالحه‌ای (مصالحه‌یی) که پیامبر گرامی(ص) در ذی‌القعده سال ششم هجرت انجام داد؛ و زمانی که به قصد حج، مدینه را به سوی مکه ترک کرد، اعلام نمود که در ماه‌های حرام قصد ندارد با مشرکان بجنگد.

 

جمله‌ی نادرست:  این امر نیاز به بیان تاریخچه ائی دارد...

جمله ی درست:   این امر به بیان تاریخچه‌ای (تاریخچه‌یی) نیاز دارد...

جمله‌ی نادرست:  در هر سه مقوله اولویتهای فوق اولا' نقش آمریکا بسیار برجسته است و ثانیا' روابط دو کشور به گرمی دولتهای گذشته دو کشور نیست و با هم تضادهائی نیز در زمینه چگونگی رویاروئی با مسائل منطقه ائی دارند.

جمله ی درست:   در هر سه مقولة این اولویت‌ها، نخست، نقش آمریکا بسیار برجسته است؛ دوم، روابط دو کشور به گرمیِ دولت‌های گذشتة دو کشور نیست؛ و با هم در زمینة چگونگیِ رویارویی با مسائل منطقه‌ای (منطقه‌یی) تضادهایی نیز دارند.

جمله‌ی نادرست:   سردار سرتیپ پاسدار حسین دهقان در جمع مدیران سازمان صنایع هوایی این وزارتخانه با بیان اینکه در صنایع هوا ـ فضا ئی در یک وضعیت خاص، رو به پیشرفت، توان انسانی مناسب و دانش عالی و امیدوار کننده قرار داریم، افزود:...

جمله ی درست:   سردار سرتیپ‌پاسدار حسین دهقان، در جمع مدیران سازمان صنایع هواییِ این وزارت‌خانه با بیان این‌که در صنایع هوا ـ فضایی وضعیتی خاص، رو به پیشرفت، با توان انسانیِ مناسب و دانش عالی و امیدوارکننده داریم، افزود: ...

جمله‌ی نادرست:  فرا گرفتن این درس بزرگ ... سرچشمه ی با برکتی است که می تواند زندگی مسلمانان را طراوت و حیات و پویائی بخشد و آنان را از گرفتاری هائی که بدان دچارند ... برهاند... بُت سلطه جوئی و سلطه پذیری ...  با این غریو ابراهیمی... شکسته خواهد شد ...

جمله ی درست:  فرا گرفتن این درس بزرگ ... سرچشمه‌ی با برکتی‌است که می‌تواند به زندگیِ مسلمانان، طراوت و حیات و پویایی بخشد و آنان را از گرفتاری‌هایی که بدان دچارند، ... برهاند... بُت سلطه‌جویی و سلطه‌پذیری ...  با این غریو ابراهیمی... شکسته خواهد شد ...

منبع : روابط عمومی روزنامه ایران
برچسب ها : زبان ,میانجی ,نادرست ,نکره‌ساز ,مصدرساز ,نگارش ,جمله‌ی نادرست ,زبان معیار ,زبان مردم، ,همزه نادرست ,سازمان صنایع ,غریو ابراهیمی شکسته ,ابراهیم

آموزش خبرنگاری

:: آموزش خبرنگاری

کلمه های زبان های دیگر در زبان فارسی 2

 

کلمه های زبان های دیگر در زبان فارسی 2

 

                                                                                                                                                         سیده الهام باقری

واژگان فرانسوی در فارسی

با ورود نخستین مستشاران فرنگی به ایران، واژگان فرانسوی نیز به مجموع کلمه‌های بیگانه در فارسی افزوده شد. بسامد کاربرد عام این واژگان 5 تا 7درصد است؛مانند: لوستر، تلویزیون، رادیو، روبان، پاپیون، باتری، باتون (باتوم)، باک، بالکن، بالانس.

واژگان انگلیسی در فارسی

سیل ورود واژگان انگلیسی به فارسی، با پیشرفت دانش، ادبیات، هنر و فرهنگ در حوزه‌ی زبان انگلیسی همراه است. ازجمله واژگان انگلیسیِ آمده در فارسی چنین است: بایکوت، بتری (بطری)، پارک، پارتی، تایپ، دپارتمان، رفرنس.

واژگان ترکی در فارسی

بسامد کاربرد این گروه واژگان در زبان فارسی، 7 تا 10درصد است و پس از دوره‌ی بلندمدت حکومت ترکان و مغولان به واژگان فارسی راه یافت؛ ازجمله: کمک، کتک، پرچم، قاتق، باتلاق.

همان‌طور که گفته شد، هنگامی میزان حضور کلمه‌های یک زبان در زبان دیگر، بیش از 7 تا 10 درصد باشد، پایه‌ی آن زبان مهاجرپذیر لغزان می‌گردد.قصد ما بیرون انداختن واژگان بیگانه و سره کردن زبان فارسی نیست. می‌خواهیم تا جایی که زبان کنونی اجازه می‌دهد، به جای کاربرد کلمه‌ها و ترکیب‌های زبان‌های دیگر، از واژگان و سازه‌های زبان خودمان بهره ببریم و ظرفیت‌های زبان فارسی را بشناسیم.

نگارش واژگان اروپایی

متأسفانه امروزه باید بیش از ورود بی‌رویه‌ی کلمه‌هایی از زبان عربی، برای ورود واژگان از زبان‌های اروپایی، به‌ویژه انگلیسی نگران باشیم. همان‌گونه که زمانی پُز زبانی عربی بوده، اکنون، دانستن و پراکندن کلمه‌های اروپایی جزو افتخارهای برخی ایرانیان به‌شمار می‌رود.

دو راهکار برای محدود کردن کاربرد این کلمه‌ها داریم:

1-  تا می‌توانید، از برابر فارسیِ کلمه‌های اروپایی استفاده کنید: ایده‌آل: آرمان؛ سیستم: دستگاه؛ سوبسید: یارانه؛ تکنولوژی: فن‌آوری ...

برای آگاهیِ بیش‌تر از این برابرها به پایگاه الکترونیکیِ فرهنگستان زبان و ادب فارسی مراجعه کنید.

2- واژگان همزه‌دار غیرعربی را همواره بر پایه‌ی دندانه می‌نویسیم؛ و درصورت امکان، فارسی‌سازی می‌کنیم؛ مانند: سئانس: سانس؛ رئال: رآل؛ ویدئو: ویدیو

نکته 1:

کلمه‌هایی را که سال‌هاست از زبان‌های اروپایی‌در زبان فارسی مصرف شده‌اند، تغییر نمی‌دهیم؛ مانند: پارک، مد، بتری، باتری، لوستر.

نکته 2:

برای نگارش کلمه‌های خاص، باید به سایت وکتاب‌های فرهنگستان و کتاب «فرهنگ تلفّظ نام‌های خاص» مراجعه کنید؛ کلمه‌هایی مانند: مانوئل، رولان، جووانّی، کونستانتین...

نگارش واژگان ترکی

هرچند تعداد کلمه‌های ترکی که به زبان فارسی واردشده، اندک است، اما همین اندک هم بهتر است به کار نرود:

برابر فارسی

ترکی-مغولی

یاری

کمک

زدوخورد

کتک

خورش

قاتق

ماندآب

باتلاق

درفش، رایت

پرچم

 

تمرین:

کلمه‌های غیر ایرانیِ این متن را بیابید و ببینید آیا می‌شود برابر فارسیِ رایج و متداول جایگزین کرد؟

-  به گزارش مرکز روابط عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، «امیرحسین دوایی» در نخستین نشست شورای راهبری طرح اینترنت اشیا افزود: «ایجاد این پارک به اثربخشی و هماهنگی همة فعالیت‌های در حال انجام در کشور دربارة اینترنت اشیا و آیندة آن در ایران کمک زیادی خواهد کرد.»

-  اسدالله افشار با اشاره به جزئیات و بخش‌های مختلف این اثر افزود: «برده‌داری سنتی قرون گذشته، به رغم پیشرفت‌های محیرالعقول بشریت در حوزه‌های مختلف علوم تجربی، فنی و انسانی و برافراشتگی پرچم حقوق بشر بر بام‌های بلند سازمان‌های بین المللی ـ به‌ویژه سازمان ملل متحد ـ در قرن 21 درکسوت قاچاق انسان و به صورت فراملّی رخ نموده، دور از واقعیت نیست.»

-  نهادهایی که باید کار پژوهشی، تربیت طلبه، محافظت از مرزها و تأمین امنیت کشور را به عهده داشته باشند، همگی فعال اقتصادی شده‌اند.

منبع : روابط عمومی روزنامه ایران آموزش خبرنگاری
برچسب ها : زبان ,واژگان ,فارسی ,کلمه‌های ,ترکی ,انگلیسی ,زبان فارسی ,کلمه‌های اروپایی ,برابر فارسیِ ,اینترنت اشیا ,نگارش واژگان

آموزش خبرنگاری

:: آموزش خبرنگاری

فعل های زبان فارسی(2)

در درس پیش یادآوری نمودیم که هرچه تعداد فعل های یک زبان بیش تر باشد، زبان پویاتر است و می تواند خود را به روزتر نگه دارد. از این نظر زبان فارسی بسیار غنی ست. فعل های بی قاعده و باقاعده و مرکب دوجزیی را در درس پیشین معرفی کردیم. در این درس سه فعل:مرکب سه جزئی، پیشوندی و عبارت فعلی را بررسی می کنیم.

 

فعل های زبان فارسی(2)

 

سید الهام باقری

    فعل‌های مرکب سه‌جزیی

اگر خاطرتان باشد، گفتیم فعل مرکب دو جزیی از دو جزء تشکیل شده، که یک بخش آن، اسم یا صفت و  بخش دیگر آن هم فعل کمکی است؛ مانند: در زد، اعلام نمود، بررسی شد، پدیدار گشت، ...

فعل مرکب سه جزئی نیز شبیه فعل مرکب دوجزیی‌ست؛ منتها به جای اسم یا صفت، یک حرف اضافه نیز دارد؛ مانند: به وجود آمد، به دست آورد، از دست می‌دهیم، برهم می‌زنید،...

کاربرد این فعل نیز در رسانه بسیار است؛ نمونه‌های آن را ببینید:

- به اعتقاد کارشناسان، این تالاب کویری ... به دلیل برخی تصمیم های نادرست مدیریتی، ... ایجاد جاده ای در خط میانیِ تالاب- که رژیم آبی و زیستیِ دو سوی آن را برهم زده است- با معضل جدی زیست محیطی دست و پنجه نرم می کند و اهمال و غفلت در مورد سامان دهیِ آن، مرگ تالاب را در پی خواهد داشت... از این نظر نیز تالاب میقان یکی از ذخیره گاه های مهم گیاهان شور کشور به شمار می رود.

- ... باید کشورهای دیگر، به ویژه کشورهای آفریقایی را نیز در نظر داشت.

- اورهال دکل ها در داخل کشور ... افزون بر صرفه جویی در زمان، موجب می شود دکل های حفاری، چند هفته زودتر کار خود را از سر بگیرند.

- در این گفت و گو که با فریدون مجلسی، دیپلمات اسبق و تحلیلگر مسلئل بین الملل در شمارة سه شنبه 24 آذر 1394 خ. به چاپ رسید، آمده است ...

 

نکته: 

اگر می‌توانید و ظرفیت جمله اجازه می‌دهد، این دسته فعل‌های مرکب را هم –مانند فعل مرکب دوجزیی- به فعل مرکب دوجزئی یا فعل ساده تبدیل کنید:

جمله‌ی پیش از ویرایش: دراین گفت‌و‌گو که با فریدون مجلسی، دیپلمات اسبق و تحلیلگر مسائل بین‌الملل در شمارة سه‌شنبه 24 آذر 1394 خ. به چاپ رسید، آمده‌است...

جمله‌ی پس از ویرایش: دراین گفت‌و‌گو که با فریدون مجلسی -دیپلمات اسبق و تحلیلگر مسائل بین‌الملل- در شمارة سه‌شنبه 24 آذر 1394 خ. چاپ شده، آمده‌است...

جمله‌ی پیش از ویرایش: ... با این حال رضا نجفی نماینده دائم ایران در آژانس پیش بینی کرده که این قطعنامه با اجماع به تصویب برسد.

جمله‌ی پس از ویرایش: ... با این حال، رضا نجفی -نمایندة دائم ایران در آژانس- پیش‌بینی کرده‌است که این قطع‌نامه با اجماع تصویب شود.

جمله‌ی پیش از ویرایش: برخی از این کشورهای عضو ائتلاف مثل پاکستان و مصر از اعزام نیرو به یمن خودداری کردند که خشم ریاض و ابوظبی را به همراه داشته است.

جمله‌ی پس از ویرایش: برخی کشورهای عضو ائتلاف -مانند پاکستان و مصر- از فرستادن نیرو به یمن خودداری کردند، که ریاض و ابوظبی را خشمگین کرده ‌است.

فعل‌های پیشوندی

ساخت فعل پیشوندی نیز یکی از راه‌های افزایش فعل در زبان فارسی‌ست که از دیرباز مرسوم بوده. روش ساخت آن هم بدین ترتیب است: بسیاری از فعل‌های بی‌قاعده می‌توانند با انواع پیشوندها ترکیب شوند و معنای تازه‌ای بسازند؛ بدین ترتیب، یک فعل تکثیر می‌شود و با هر پیشوند معنایی نو پیدا می‌کند؛

برای نمونه:

مصدر «آمدن» -که ماده‌ی مضارع آن می‌شود: «آ» و ماده‌ی ماضی‌اش «آمد»-با هر پیشوندی که بیاید یک معنای تازه می‌سازد: برآمد: بر + آمد= طلوع کرد

سرآمد: سر + آمد = به پایان رسید

بازآمد: باز + آمد = برگشت

درآمد: در + آمد = وارد شد

تمرین: معنای فعل «رفتن» را با پیشوندهای همراهش بنویسید:

بر + رفت=

سر + رفت =

باز + رفت =

در + رفت =

فرو + رفت =

نمونه‌هایی از فعل‌های پیشوندی در رسانه‌ها:

- مدیر عمومیِ بخش پتروشیمی شرکت ماروبنی ژاپن (Marubeni) با بیان این‌که صنعت نفت و پتروشیمی ایران تا ماه فوریه (بهمن/ اسفند) به موقعیت و جایگاه قبلیِ خود در دوران پیش از تحریم ها بازمی‌گردد، گفت...

- اگرچه با تنی زخم‌خورده از ضرب هزاران نیشتر و نکبت جرّاران نحس بازآمد، اما بازگشتش خیال‌انگیزترین سرود بشری را ... بر سر زبان‌ها انداخت.

- امیدواریم هفته‌های پیش رو، اقتصاد ایران از آتشدان فشارهای تحریم اقتصادی سر برآورد.

- ... «عبد ربه منصور هادی» رییس‌جمهوری مستعفی و فراریِ این کشور را به حاکمیت بازگرداند.

عبارت‌های فعلی

عبارت فعلی، یعنی مجموعه‌ی چندین واژه که یک معنای فعلی می‌دهد. فرق میان فعل مرکب و عبارت فعلی هم از نظر ظاهری همین است. عبارت فعلی (اگر سه‌جزئی باشد) برخلاف فعل مرکب سه‌جزیی، یک جزءاش حرف اضافه نیست؛ اما اگر از سه جزء بیش‌تر باشد، یک جزءاش می‌تواند حرف اضافه باشد؛

مانند: به رشته‌ی تحریر درآورد (نوشت)، به خانه‌ی بخت رفت (عروسی کرد)، جان به جان‌آفرین تسلیم کرد (مُرد).

همان‌طور که می‌بینید، در عبارت فعلی، ادبیات و صنعت ادبی نیز حضور دارد؛ برای مثال، در عبارت «به رشته‌ی تحریر درآورد»، یک تصویر ادبی دیده می‌شود. انگار بگیرید عمل نوشتن مانند نخ کردن مروارید باشد. وقتی نویسنده‌ی چیره‌دست چیزی می‌نویسد، درست مثل این است که سخنانش را که مانند مروارید هستند، پشت سر هم نخ کرده و یک رشته‌ی منسجم و زیبا ساخته‌است!

بله. درست متوجه شدید. استفاده از عبارت فعلی در زبان خبر، آن‌هم خبر سخت، کاربردی ندارد؛ اما در گزارش‌ها، مقاله‌ها، یادداشت‌ها و خلاصه هرجایی که بشود ادبیات را به حوزه‌ی رسانه وارد کرد، استفاده می‌شود.

نکته:

دقت شود در متن خبر، تیتر و لید از عبارت فعلی، تا آن‌جا که می‌شود استفاده نکنید! زیرا به حوزه‌ی درازنویسی وارد می‌شوید که در بخش درازنویسی توضیح دادیم کاربرد آن در نگارش خبر، ممنوع است!

 

نمونه‌هایی از عبارت‌های فعلی در رسانه‌ها:

- ... حتی برخی ادعاها در همان حد نیز مورد تأیید نیست.

- ابتدا باید ورود فناوری‌های جدید به ایران برای تولید متانول مورد توجه قرار گیرد.

- ... بازگشتش خیال‌انگیزترین سرود بشری را ... بر سر زبان‌ها انداخت.

- پایتخت‌نشینان روزی به‌شدت آلوده‌ای را پشت سر گذاشتند.

- به اعتقاد کارشناسان، این تالاب کویری ... به دلیل برخی تصمیم‌های نادرست مدیریتی، ... با معضل‌های جدیِ زیست‌محیطی دست و پنجه نرم می‌کند،...

منبع : روابط عمومی روزنامه ایران آموزش خبرنگاری
برچسب ها : مرکب ,عبارت ,فعلی ,جمله‌ی ,زبان ,ویرایش ,عبارت فعلی ,دیپلمات اسبق ,عبارت فعلی، ,فعل‌های پیشوندی ,آمده‌است جمله‌ی ,تحلیلگر مسائل بین‌الملل ,و

آموزش خبرنگاری

:: آموزش خبرنگاری

کلمه های زبان های دیگر در زبان فارسی 1

از زبان های عربی، انگلیسی، فرانسوی و ترکی کلمه به زبان فارسی وارد شده است. ورود واژه و عبارت از زبان های دیگر به یک زبان، متداول است؛ اما وقتی باید احساس خطر کرد که تعداد ورودی ها آن قدر باشد، که بیش از نیمی از کلمه ها را دربر بگیرند. زبان فارسی ازنظر روش ساخت واژه زبان گسترده ای ست. در درس فعل گفته شد که زبان فارسی می تواند از چند راه مختلف بر تعداد فعل هایش هم چنان بیفزاید. جالب است بدانید، در ساخت اسم، صفت و قید نیز زبان فارسی توان بسیار دارد و اغلب به جای ورود یک کلمه یا ترکیب می توان از ابزار واژه سازیِ خودش استفاده کرد و بر غنای زبان افزود. شاعران، داستان نویسان، و گه گاهی فرهنگستان و رسانه نویسان توانسته اند با ساخت واژه یا ترکیبی درست و کاربردی این مهم را انجام دهند. مردم کوچه و بازار نیز در ساخت کلمه ها -به ویژه ابزارها- قدرت شگرفی دارند. در این درس قصد ما این است که به خوانندگان، روش های مختلف شناخت کلمه های غیر فارسی را بیاموزیم، تا بتوانند از فراوانیِ این کلمه ها و ترکیب ها در نوشتار رسمی و زبان معیار بکاهند، و زبان فارسی را غنی تر سازند.

 

کلمه های زبان های دیگر در زبان فارسی 1

                                                                                                                                                                                     سیده الهام باقری

واژگان عربی درفارسی

بیش از70 درصد کلمه‌ها و ترکیب‌های زبان فارسیِ امروزیِ ما از زبان عربی وارد شده‌است. شاید چون در زمان‌های دور، دانستن زبان عربی، باعث فخر نویسنده و گوینده‌ی فارسی‌زبان به‌شمار می‌آمد.درست مثل امروزه که پُزِ زبانی استفاده از واژگان فرنگی‌ست! بلندمدت شدن این دورانِ فخرفروشی، از میانه‌ی حکومت خلیفه‌های اموی تا پایان دوره‌ی عباسی هم مزید بر علّت شد.درمورد راه‌های شناخت این دسته واژه‌ها و ترکیب‌ها در زبان فارسی در ادامه مفصّل توضیح داده شده‌است!

 

راه های شناخت واژگان عربی در فارسی

1. اغلب کلمه‌های عربی بر وزن باب‌های ثلاثیِ مجرد یا مزید هستند. تعداد باب‌های ثلاثیِ مجرد بسیار است؛ اما می‌توان برخی را به‌همراه باب‌های ثلاثیِ مزید به یاد سپرد:

اِفعال (مانند: احسان)،  تفعیل (مانند: تقدیم)، تفاعل (مانند: تفاهم)، مفاعله (مانند: محاسبه)، تفعّل (مانند: تسلّط)، متفاعل (مانند: متداول)، افتعال (مانند: اشتغال)، انفعال (مانند: انقلاب)، استفعال (مانند: استکبار)

مجرد: فاعل (مانند: عادل)، مفعول (مانند: مشهور)، فَعول (مانند: حسود)، فِعل (مانند: ذکر)، فَعَل (مانند: حَسَن)، فُعل (مانند: حُسن) و مانند آن.

تمرین 1:

با خودتان تمرین کنید و ببینید چند واژه‌ی ذهن شما در این باب‌ها یا دیگر باب‌های زبان عربی‌ست؟ آیا می‌توانید برای هر واژه یک برابر فارسیِ کاربردی و مردم‌فهم بیابید؟

تمرین 2:

در متن خبر زیر، زیر کلمه‌های عربی در باب‌های مجرد و مزید خط کشیده شده‌است. ببینید می‌توانید برای هر کدام کلمه‌ای فارسی جایگزین کنید که معنای جمله تغییر نکند و در عین حال، خوانندگان آن را بشناسند و از ذهن‌شان دور نباشد؟ [اسم‌های خاص را نمی‌توان تغییر داد.]

به گزارش ایرنا، محمدجوادظریف روز چهارشنبه در نشست خبری مشترک با ابراهیم جعفری وزیرخارجه عراق که به ایران سفر کرده است، افزود: جمهوری اسلامی ایران و جمهوری عراق روابط گسترده‌ای دارند و روابط ما، روابط مستحکمی است و در یک جبهه علیه افراط و ترور تلاش می‌کنیم. وی با تأکید بر حمایت جمهوری اسلامی ایران از تلاش‌های دولت عراق برای حفظ تمامیت ارضی و معارضه با هرگونه مداخلۀخارجی، به‌ویژه حضورافراط‌ گرایی در عراق اظهار داشت: «امروز دربارۀ خطر داعش برای عراق و سوریه و منطقه هم‌فکری داشتیم که این هم‌فکری‌ها ادامه خواهد داشت.» وزیرامورخارجه گفت: «امروز همچنین دربارۀ شرایط ویژه‌ای که در منطقه بعد از گردن زدن عالم روحانی و مصلح مرحوم شهید شیخ نمر باقرالنمر ایجاد شده، صحبت کردیم.»

2. کلمه‌های همزه‌دار از زبان‌های دیگر به زبان فارسی وارد شده‌است؛ از سئول گرفته، تا کاکائو و ویدئو. هم‌چنین مخرج همزه در زبان عربی به وفور و جود دارد؛ مانند: رأس، مسؤول، ائتلاف، شیء، مؤلّف، تأکید...

 

تمرین 3:

در متن خبر زیر، زیر واژگان همزه‌دار خط کشیده شده‌است. ببینید می‌توانید برای هر کدام، یک برابر فارسیِ معتبر و آشنا با ذهن عام مردم بیابید؟

- مایلم دربارة تحوّل جدید در پی قطع روابط سیاسی ریاض و تهران و تأثیر احتمالی این تصمیم نابخردانه، نادرست و نسنجیدۀ عربستان صحبت کنم.

-دولت «جان کی»، نخست‌وزیر نیوزیلند، ماه می سال گذشته در گفت‌وگو با پادشاه عربستان مسألۀ حقوق بشر را مطرح کرد؛ اما باراک اوباما رئیسجمهور آمریکا درمورد این موضوع ساکت ماند.

-وی هم‌چنین تأکید کرد که نظام تعرفه‌گذاری برای ارائۀ خدمات فرودگاهی به‌خوبی عمل نمی‌کند و اکنون بسیاری از ظرفیت‌های فرودگاهی کشور نیز خالی مانده‌است.

3- الف مقصوره، خاصّ زبان عربی‌ و صدایی میان «آ» و «ـَـ» است، که در زبان فارسی یا روی پایه‌ی «ا» نوشته می‌شود، یا «ی» آخر؛ مانند: ابراهیم، هارون، عبدالرحمان، لیلا، کبرا، موسی، عیسی، حتی، ...

همان‌طور که می‌بینید، برای نگارش الف مقصوره در خط فارسی، هیچ قانون یک‌دست و منظمی وضع نشده‌است؛ درحالی‌که همه ی این الف‌ها در فارسی مانند باقیِ الف‌ها بلند خوانده می‌شود، اما در نوشتن این صدا، آشفتگی بسیار است!

4- الف ممدوده، نیز خاصّ زبان عربی‌ست‌ و در فارسی، همان صدای «ا» را می‌دهد؛ اما در عربی برای نشان دادن ممدود بودن الف، «اء» می‌نویسند؛ مانند: امضاء، انشاء، املاء، ارتقاء، ...

فرهنگستان با حذف همزه ی آخر در این دست واژگان موافق است؛ یعنی واژگان بشود: امضا، انشا، املا، ارتقا، ...

5- کاربرد تنوین عربی در زبان فارسی؛ چون تنوین از نشانه‌های زبان فارسی نیست، واژگان تنوین‌دار عربی را – تا جایی که می‌شود- بهتر است به قید زبان فارسی تبدیل کنیم. چند راه برای تبدیل قید تنوین‌دار به قید بدون تنوین وجود دارد:

5-1-  یافتن برابر درست در زبان فارسی

برخی برابرها در جدول زیر آمده‌است. به یاد داشته‌ باشید این برابرها در هرجا و هر جمله‌ای درست نیست:

نگوییم و ننویسیم

   بگوییم و بنویسیم

اتفاقاً

   ناگهان، از اتفاق

احتمالاً

   به‌احتمال، شاید

اَحیاناً

   گاه‌گاه،

اخیراً

   به‌تازگی، تازگی‌ها

استثنائاً

   تنها، به‌طور خاص، هرازگاهی، به‌استثنا

اقلاً

   دست کم

اکثراً

   بیش‌تر

التزاماً

   به‌ناچار

الزاماً

   ناچار، به‌ناچار

انصافاً

   به‌حق، به‌سزا

ایضاً

باز، نیز، هم‌چنین، هم، دیگربار، دوباره، بار دیگر، همه

بعداً

بعدها، پس‌از آن، چندی بعد، سپس، زمان دیگر

تحقیقاً

به‌تحقیق، با پژوهش، صددرصد

تدریجاً

به‌تدریج، کم‌کم، آهسته‌آهسته، اندک‌اندک

تقریباً

کمابیش، کم‌وبیش

تلویحاً

سربسته، به‌اشاره، به‌کنایه، به‌تلویح

تماماً

همه، همگی، سراسر، به‌تمامی

حقیقتاً

به‌راستی، همانا

دائماً

همواره، همیشه، پیوسته

شدیداً

به‌تندی، به‌شدت

صریحاً

آشکارا، بی‌پرده، به‌روشنی

ضرورتاً

به‌ضرورت، به‌ناچار، از سر نیاز

ظاهراً

به‌ظاهر، گویی، گفتی

عمداً

عمدی، آگاهانه، با آگاهی

عمیقاً

به‌شدت، بسیار

فوری / فوراً

بی‌درنگ، آنی، بی‌تابانه، به‌زودی، به‌خودی‌ی خود

کاملاً

به‌طور کامل، به‌کلّی، سراسر، همگی، به‌طور کامل

کلاً

درکل، سراسر، همگی

معمولاً

اغلب، به‌طور معمول

مفصلاً

به‌طور مفصل، به‌درازا، به‌تفصیل

واقعاً

به‌واقع، به‌راستی

5-2- حذف تنوین و افزودن «به» یا «به‌طور» قیدساز به آغاز کلمه؛ [بهقیدساز در نیم‌فاصله با واژه تایپ می‌شود.]:

یقیناً به‌طور یقین، به‌یقین

5-3- حذف تنوین و افزودن «از» یا «در» قیدساز به اول کلمه؛ [باز هم در نیم‌فاصله باید تایپ شود.]:

حقیقتاً  درحقیقت

کلّاً درکل

اتفاقاً  ازقضا

نکته ی 1:  دقت شود از هیچ کلمه‌ی غیر عربی با  تنوین عربی، قید نسازیم!!

بنویسیم و بگوییم

ننویسیم و نگوییم

به‌ناچار

ناچاراً

خواهشمندم

خواهشاً

گاهی

گاهاً

دوم، دوم آن‌که

دوماً

تلفنی

تلفناً

جانی

جاناً

نکته ی 2: هرگز این واژگان عربی را با تنوین ننویسید:

بنویسیم و بگوییم

ننویسیم و نگوییم

اغلب، بیش‌تر

اکثراً

دست‌کم، حداقل

اقلاً

زیرا اقلّ و اکثر کلمه‌های غیرمنصرف هستند و غیرمنصرف‌ها نمی‌توانند تنوین بپذیرند!

تمرین:

در متن زیر، زیر واژگانی که الف مقصوره، الف ممدوده و تنوین دارند دوخط، و زیر دیگر واژگان عربی یک خط کشیده شده‌است. ببینید می‌توانید برایشان برابر فارسیِ رایج و متداول بیابید؟

- دولت یازدهم در این راه موفقیت‌های بسیار زیادی به‌دست آورده و چهرۀ جمهوری اسلامی ایران در افکارعمومی، رسانه‌ها و مسئولین سیاسی در جهان ارتقاء پیدا کرده است؛ تا جایی که قطع نامۀ (wave) در سازمان ملل متحد به اتفاق آراء تأیید و ایران پرچم‌دار مبارزه با تروریسم و خشونت شد.

- روابط بین ایران و اروپا پس از توافق هسته‌ای یقیناً بهبود و توسعه خواهد یافت و ما نسبت به این امر امیدواریم.

- حتی اگر سعودی‌ها در زمینۀ اعزام زائران به حج نیز اشکال‌تراشی نکنند و مسؤولان جمهوری اسلامی ایران نیز حساب اعمال فریضۀ حج را از مسایل و اختلافات سیاسی تفکیک نمایند، بیشک تحریم خرید سوغاتی توسط زائران ایرانی می‌تواند ضربۀ مهلکی بر اقتصاد بازار سنّتی این کشور وارد آورد.

 

6- واژگانی که در پایان آن‌ها صدای «ت» دیده می‌شود، اغلب، همان تای تأنیث عربی هستند؛ برای نمونه:تربیت، هدایت، طریقت، عزّت، حکمت، فرصت، صداقت، شرارت و مانند آن.

گاهی نیز تای تأنیث عربی در فارسی به «ه، ـه» تبدیل می‌شود؛ مانند: حمیده، هانیه، شهره، معصومه، شراره.

دقت کنید: ممکن است یک کلمه‌ی عربی به دو صورت به زبان فارسی وارد شود؛ هم با تای تأنیث، هم با «ه، ـه»، که دو معنای مختلف بدهد:

شرارةعربی، به دو صورت: شرارت و شراره در فارسی وارد شده که دو معنای مختلف دارد؛ همین طور: مراقبت/مراقبه، آیت/آیه

نکته:  در فارسی نیز نام‌هایی را داریم که به صدای «ه، ـه» پایان یافته‌اند و عربی نیستند؛ مانند: هنگامه، آوازه، بهانه، مژده، پیمانه، مستانه، فرزانه.

پس دقت کنید: هر اسم خاص -به‌ویژه دخترانه – که صدای پایانی‌اش «ه، ـه» است، عربی نیست!

7- اگر کلمه‌ای این حروف را داشته باشد، بی‌گمان عربی نیست: پ، ژ، چ، گ؛ مانند: پرتو، چای، ژئوفیزیک، گل.

این گروه کلمه‌ها یا زیرمجموعه‌ی زبان‌های ایرانی هستند؛ یا غیر عربی.

8- اگر حروف کلمه‌ای: ح، ص، ض، ط، ظ، ع داشته باشد، 99درصد عربی‌ست؛ مانند: سبحان، اصطلاح، ظهر، عصمت.

نکته: کلمه‌هایی که عربی نیستند، تا جایی که می‌شود، باید با حروف غیر عربی نوشته شوند؛ مانند:

باتلاق؛ واژگان ترکی که صدای «t» دارند، در زبان فارسی با نشانه‌ی تنوشته می‌شوند؛ زیرا در زبان ترکی، مخرج ط وجود ندارد؛ مانند: باتلاق، اتاق، قاتق و مانند آن.

بلیت؛ واژگان ایرانی، اروپایی و آمریکایی، هندی، اسپانیایی که صدای «t» دارند، در زبان فارسی با نشانه‌یت نوشته می‌شوند؛ زیرا در این زبان‌ها نیز مخرج ط وجود ندارد؛ مانند: بلیت، باتری، امپراتور، اُتو، تنبور، توتیا، تراویدن، تپش، تهران، توس، تهماسب، تهمورث، شترنج، تیهو و مانند آن.

تمرین: 

در متن زیر کلمه‌های عربی را بیابید و ببینید آیا می‌توان برای هریک، برابر فارسیِ رایج و کاربردی یافت؟

به گزارش ایرنا از پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست‌جمهوری، حجت الاسلام والمسلمین حسن روحانی عصر چهارشنبه در دیدار ابراهیم جعفری وزیر امور خارجه عراق، ضمن ابراز خرسندی از ادامۀ موفقیت‌های مردم، دولت و ارتش عراق در مقابله با تروریست‌ها در این کشور، گفت: «هرچقدر امنیت و دوستی در عراق بیشتر باشد، موجب خوشحالی دولت و ملت ایران خواهد بود.»وی با اشاره به اینکه تقویت وحدت ملی، حفظ تمامیت ارضی و توسعه و آبادانی عراق به عنوان کشور دوست و همسایه ایران برای ایران حائز اهمیت است، بر توسعه و تحکیم همه‌جانبۀ مناسبات میان دو کشور تأکید کرد. رییس‌جمهوری با تقدیر از دولت عراق در برقراری امنیت مراسم اربعین حسینی و پذیرایی شایسته ملت عراق از زائران امام حسین(ع) در این ایام، این مراسم را نشان از قدرت مدیریت دولت عراق و امنیت بالای در این کشور دانست. روحانی مواضع و اقدامات اخیر عربستان سعودی و اعدام عالم دینی شیخ نمر را در مسیر تشدید اختلاف و شکاف‌ها در منطقه عنوان کرد و افزود: «سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر پایۀ ایجاد روابط خوب با همسایگان و تحکیم ثبات و همکاری‌های منطقه‌ای بنا نهاده شده و مسؤولان ایران همواره در این راستا گام برداشته‌اند.»

منبع : روابط عمومی روزنامه ایران آموزش خبرنگاری
برچسب ها : زبان ,عربی ,فارسی ,عراق ,واژگان ,تنوین ,زبان فارسی ,جمهوری اسلامی ,اسلامی ایران ,برابر فارسیِ ,واژگان عربی ,جمهوری اسلامی ایران ,شده‌است ببینید

آموزش خبرنگاری

:: آموزش خبرنگاری
این بار نیز: غلط مصطلح درباره ی غلط مصطلح در درس پیش توضیح هایی دادیم؛ اما مگر تمام می شود؟! رسانه نویس ها آن قدر این غلط ها را دوست دارند، که به این سادگی دست از آن برنمی دارند. روانش شاد، استاد ابوالحسن نجفی که سال 1367 غلط های مصطلح آن سال های زبان معیار را جمع کرد و در بخشی از کتاب غلط ننویسیم جای داد. از آن سال تاکنون این کتاب بارها و بارها تجدید چاپ شد و بیش از هشتاد هزار نسخه ی آن فروش رفت و همواره سرفصل درسیِ دانشجویانی بود که در حوزه ی زبان معیار می خواستند مدرک بگیرند. بی گمان برطرف کردن تمامیِ غلط های مصطلح نوشتار و کلام هر روزنامه نگار ممکن نمی شود، مگر با تمرین و تمرین و تمرین.  

                                                                 
ادامه...                                      
در این درس، چند غلط مصطلح دیگر را معرفی کرده و راه درست‌نویسیِ آن را براساس کتاب «غلط ننویسیم» استاد نجفی و به رسم ادای دین به ایشان، هم‌چنین مقاله‌یی که سال 1390 در کتاب ماه ادبیات چاپ شد و مصاحبه‌ی نگارنده بود با استاد در حوزه‌ی زبان معیار گفته‌ایم:                                             
 
آدم، آدم‌ها
آدم اسم خاص و نام نخستین پیامبر خداست؛ درست مانند: نوح، موسی، الیاس، ... . کاربرد آن در زبان معیار به جای اسم عام، یعنی در معنای: انسان، مرد یا زن، کس، بشر، ... درست نیست. افزون بر این، کاربرد آدم به معنای انسان، نوشتار را به سوی عامیانه‌گویی می‌کشاند. برای روزنامه‌نگار شایسته نیست در متن خود آدم را به جای انسان به‌کار ببرد؛ حتی اگر شاعر یا ادیبی، چون نیما یوشیج نیز آن را در شعر یا متن خود (آی آدم‌ها) آورده باشد، حجتی بر درست بودنش نیست؛ زیرا مردم عام و شاعر و هرکسی که «ادبیات» می‌نویسد، حق دارد هنجار دستور زبان را به هم بریزد، و آن‌گونه که خود می‌خواهد از واژگان بهره ببرد. جمع بستن آدم (آدم‌ها) نیز در زبان معیار درست نیست و می‌بایست از برابرهای درست آن استفاده کرد؛ مانند: مردم، انسان‌ها، بشر...
جمله ی نادرست:  ... از آن سو پزشک، مهندس و بازاریاب در جلسه شرکت می کنند و آدم هایی که نقش چندانی در معادلات فوتبال نداشته و حضورشان در جلسه هم نمی تواند کمک چندانی به فوتبال ایران کند، درنشست حضور می یابند.
جمله ی درست:  ... از آن سو، پزشک، مهندس و بازاریاب در جلسه شرکت می‌کنند و کسانی که در معادلات فوتبال نقش چندانی ندارند و حضورشان در جلسه هم نمی‌تواند به فوتبال ایران کمک چندانی کند، درنشست حضور می‌یابند.
فرد/افراد- شخص/اشخاص
چون در دستور زبان فارسی، قانونی وجود دارد که با آن، صفت می‌تواند جانشین اسم شود، بسیاری از این اسم‌های عربی (فرد، افراد، شخص، اشخاص) را می‌توان از زبان گفتار و نوشتار رسمی حذف نمود، که هم به کوتاه‌نویسی کمک ‌کند (مانند این‌که بگوییم: افراد سالمند، بگوییم: سالمندان)، اگر هم از قانون صفت جانشین اسم نتوانستیم استفاده کنیم، خودِ زبان فارسی برابرهای خوبی برایش دارد، که ازقضا بسیار هم رایج و امروزی هستند؛ مانند: کس/کسان، مردم...
در زیر نمونه‌هایی از این دست، در متن نوشتاریِ زبان معیار یافته و برابرسازی شده‌است:
جمله نادرست:  انقلاب ایران نمونه ای برای هر فرد صاحب وجدان و آزادیخواه است...
جمله ی درست: انقلاب ایران برای هر صاحب‌وجدان و آزادی‌خواه، نمونه است ...
جمله ی نادرست:  ... این جذب سرمایه گذار برای شهرستان ... مربوط به زمانی است که این شخص نماینده شهرستان نبوده است.
جمله ی درست:  ... این جذب سرمایه‌گذار برای شهرستان ... به زمانی برمی‌گردد که وی نمایندة شهرستان نبود.
جمله ی نادرست: هرچه سطح معنوی افراد بالاتر باشد، سطح ایمنی بدن آنها در مقابل بیماری ها افزایش می یابد.
جمله ی درست: هرچه سطح معنویِ انسان‌ بیش‌تر باشد، ایمنیِ بدنش دربرابر بیماری‌ها افزایش می‌یابد.
احترام گذاشتن: گزاردن، گذاشتن
گاهی دو فعل گذاشتن و گزاردن را به‌اشتباه به جای هم استفاده می‌کنند. باید اول، به معنا دقّت کرد؛ سپس متوجه شد که کدام فعل در جای درست خود به‌کار رفته‌است.
فرق گزاردن با گذاشتن از نظر معنایی:
1- گذاشتن، چند معنا دارد:
1-1-    نهادن، قرار دادن؛ که معنای اصلی و مستقیم‌اش است؛
1-2-   وضع کردن، تأسیس کردن، پایه‌گذاری کردن؛ یعنی کار قوه‌ی مقننه!
2-  گزاردن:
2-1-  به‌جا آوردن، ادا کردن؛ مانند: نماز، احترام، سپاس، ... که با این فعل می‌آید.
2-2-  برگرداندن از زبانی به زبان دیگر، یا از بیانی به بیان دیگر، یا از نظامی به نظامی دیگر؛ کلمه‌های: خبرگزاری، گزارش، خواب‌گزار از این معنا به‌دست می‌آید.
2-3- اجرا کردن، انجام دادن.
برای بهتر دریافتن فرق گذار با گزار، می‌توان این‌گونه هم توضیح داد: هر چیزی که با کار اجرایی همراه باشد، می‌شود: گزار؛ اما هرچیزی که با وضع کردن و تعیین تکلیف همراه باشد، می‌شود: گذار!
نکته 1:   درباره‌ی فعل مرکب احترام گزاردن، چون غلط مصطلح احترام گذاشتن جا افتاده‌، بهتر است جنس فعل را عوض کنیم؛ یعنی بگوییم و بنویسیم: حرمت نهادن، ارج نهادن، بزرگ داشتن، محترم شمردن، ...
نکته 2:   برخی کلمه‌ها هم با گذار درست است، هم با گزار؛ منتها معناهایشان فرق می‌کند؛ برای مثال: قانون‌گذار (آن‌که قانون را وضع می‌کند، مانند مجلس شورا)، قانون‌گزار (آن‌که قانون را اجرا می‌کند، مانند دولت)؛ حکم‌گذار (آن‌که حکم را وضع می‌کند، مانند: قاضی)، حکم‌گزار (آن‌که حکم را اجرا می‌کند، مانند: مأمور اجرای حکم)، ...
                                                                
جمله ی نادرست:  آنها به اقداماتی که به موجب قطعنامه 2254 در مورد آن توافق شده بود، احترام نگذاشتند.
جمله ی درست:  آنها اقدام هایی را که به موجب قطعنامة 2254 درمورد آن توافق شده بود، محترم نشمردند. (ارج ننهادند، احترام نگزاردند)
ارائه
این کلمه، عربی‌شده‌ی «رأی» فارسی‌ به معنای: اندیشه، فکر، دیدگاه است. در عربی ارائه یعنی نشان دادن، نمایش دادن. در زبان فارسیِ معیار، یک غلط مصطلح شده که آن را  به جای: عرضه کردن، تحویل دادن، تقدیم کردن، بیان کردن، ... به‌کار می‌برند، که غلط است. تنها جایی که می‌توان از ارائه استفاده کرد، هنگامی‌ست که در معنای درست خود (نشان دادن، نمایش دادن) باشد، که برای آن هم بهتر است همین برابرهای فارسی را به‌کار ببریم.
جمله ی نادرست:  این پایگاه ها نسبت به ارائه خدمات امدادی به راهپیمایان خدمات ارزنده ای ارائه کردند.
جمله ی درست:  این پایگاه‌ها برای امداد به راهپیمایان، خدمات‌رسانیِ ارزنده‌ای داشتند.
جمله ی نادرست:  ناسا اعلام کرده که به زودی نقشه 360 درجه ای را که از عکس های ارسالی توسط ربات های مریخ پیما ساخته شده، ارائه می کند.
جمله ی درست:  ناسا اعلام کرده‌است، که به‌زودی نقشة 360 درجه‌ای‌ را با عکس‌های ارسالیِ ربات‌های مریخ‌پیما آماده  می کند.
اقلاً، اکثراً
کاربرد این دو کلمه همیشه و در هر جمله‌ای نادرست است. اسم تفصیل عربی (اقلّ، اکثر) تنوین قبول نمی‌کند؛ زیرا غیرمنصرف است. برای اقلاً باید برابرهایی مانند: دست‌کم، لااقل، حداقلّ به کار برد، و برای اکثراً برابرهایی نظیر: بیش‌تر، اغلب، اکثر مصرف دارد.
جمله ی نادرست: ... مقام‌های محلی ولایت قندهار در جنوب افغانستان گفته‌اند که در اثر 'حمله خودی' در ولسوالی ژیری این ولایتاقلاً پنج مامور پلیس کشته شده‌اند.
جمله ی درست:  ... مقام‌های محلی ولایت قندهار در جنوب افغانستان گفته‌اند که در اثر 'حمله خودی' در ولسوالی ژیری این ولایت دست کم پنج مامور پلیس کشته شده‌اند.
جمله ی نادرست:  وی در توضیح این که اکثراٌ نقش آدم های طبقه متوسط جامعه را بازی می کند و این بار نقش متفاوتی را نسبت به قبل قبول کرده است تصریح کرد...
جمله ی درست:   وی در توضیح این‌که اغلب نقش شخصیت‌های طبقة متوسط جامعه را می‌پذیرد، اما این بار بازیِ متفاوتی دارد، تصریح کرد...
بالاخره
به نوشته‌ی استاد نجفی، بالاخره در عربی اصلاً به‌کار نرفته؛ در فارسی هم آن‌قدرها سابقه و حضور رسمی نداشته و ندارد. پس کاربرد این ترکیب «من‌درآوردی» ضروری نیست؛ چون برابرهای خوبی هم برایش داریم؛ مانند: سرانجام، عاقبت، درآخر، سرآخر، در پایان، آخر سر...
جمله ی نادرست:  وقتی قرار باشد دنبال بهانه باشی بالاخره چیزی را می توانی پیدا بکنی که اذهان ساده را مشوش کنی...
جمله ی درست:  وقتی قرار باشد پی بهانه باشی، عاقبت چیزی می‌یابی که ذهن‌های ساده را آشفته کنی ...
جمله ی نادرست:  البته هر کدام از دوستان ممکن است ایراداتی به این لیست بگیرند، اما بالاخره این کار سخت و نفس گیری بود.
جمله ی درست:  البته دوستان شاید به این فهرست ایرادهایی بگیرند؛ اما به‌هر حال، کاری سخت و نفس‌گیر بود.
بخشیدن
بخشودن به معنای آمرزیدن است؛ اما بخشیدن، یعنی هدیه دادن! نویسندگان باید دقت کنند که این دو را با هم اشتباه نگیرند و به جای هم به‌کار نبرند! برای مثال در ترجمه‌ی «بسم‌الله الرّحمن الرّحیم»، نگویند و ننویسند: به نام خداوند بخشنده‌ی مهربان؛  بلکه بنویسند و بگویند: به نام خداوند بخشاینده‌ی مهربان
جمله ی نادرست:  آنچه امروز بدان نیاز داریم، بخشش نیست بلکه عدالت است که می تواند ما را در این اقدام اساسی و در راستای مسیر و ادبیات مشترک به هدف برساند.
جمله ی درست:  آنچه امروز بدان نیاز داریم، بخشایش نیست؛ بلکه تنها عدالت می‌تواند ما را در این کار اساسی، و مسیر و ادبیات مشترک به هدف برساند.
 
 به بهانه‌ی
کاربرد این ترکیب به معنای به مناسبتِ نادرست است؛ چون بهانه یعنی: توسّل به امری آشکار، اما دروغین برای رسیدن به هدفی پنهان! برای مثال، در این جمله بهانه درست است: به بهانه‌ی خاموشیِ برق از خانه بیرون رفت.
اما این جمله نادرست است: به بهانه‌ی ششصدمین سال زاده شدن حافظ شیرازی ...
زیرا جشن زادروز حافظ برای برگزاری به بهانه نیاز ندارد! پس باید گفت: به مناسبت ششصدمین سال ...
اما اگر واقعاً موضوع بهانه‌گیری باشد، می‌توان از همین ترکیب استفاده کرد.
کاربرد درست «به‌بهانه‌ی»: شورای امنیت نمی تواند به بهانۀ خطرات جعلی کشورها را مورد تحریم قرار دهد.
ویرایش کامل این جمله: شورای امنیت نمی‌تواند به بهانۀ خطرات جعلی کشورها را تحریم کند.
  منبع : روابط عمومی روزنامه ایران آموزش خبرنگاری
برچسب ها : جمله ,درست ,نادرست ,زبان ,معنای ,مصطلح ,زبان معیار ,می‌کند، مانند ,ولسوالی ژیری ,مامور پلیس ,پلیس کشته ,جنوب افغانستان گفته‌اند ,محلی ولایت قند

آموزش خبرنگاری

:: آموزش خبرنگاری

فعل های زبان فارسی 1

پویاییِ هر زبانی را با شمار فعل های آن می شناسند، که رابطه ی مستقیمی دارد با گستره ی جمله هایی که می توان با آن ها ساخت. روشن است که هرچه تعداد جمله های یک زبان بیش تر باشد، آن زبان گسترش زبانی، فرهنگی و ادبیِ بیش تری می یابد. زبان فارسی از این نظر زبان قدرتمندی ست؛ زیرا روش های دقیقی برای ساخت فعل و افزایش گستره ی زبانیِ خود دارد. در این درس، ساخت سه گونه فعل: بی قاعده، باقاعده و مرکب و راهکارهای نگارشی، ویرایشی و کاربردیِ هریک بررسی شده است.

 

فعل های زبان فارسی 1

 

                                                                                                                        سیده الهام باقری

فعلهای سادهی بیقاعده

می‌دانیم هرچه تعداد فعل‌های یک زبان بیش‌تر باشد، یعنی گویندگان و نویسندگان آن زبان بیش‌تر می‌توانند جمله بسازند و هرچه تعداد جمله‌های یک زبان بیش‌تر باشد، زبان فعّال‌تر و پویا‌تر است. یکی از راه‌های ساخت فعل در زبان فارسی، فعل ساده‌ی بی‌قاعده ‌است. فعل‌هایی که ماده‌ی ماضی و مضارع آن‌ها با هم فرق دارد و نمی‌شود از روی یکی، آن دیگری را ساخت، فعل‌های بی‌قاعده هستند. مانند: رفت/رو، گفت/گو، شد/شو، شنید/شنو، خواست/خواه، فروخت/فروش، ...

این‌گونه فعل‌ها –مانند هر نوع فعل دیگری- به زمان‌های مختلف می‌رود و صرف می‌شود؛ برای مثال:

ماده‌ی ماضی از مصدر «رفتن»: رفت

رفتم، رفتی، رفت، رفتیم، رفتید، رفتند (ماضی ساده)

می‌رفتم، می‌رفتی، می‌رفت، می‌رفتیم، می‌رفتید، می‌رفتند (ماضی استمراری)

رفته‌ام، رفته‌ای، رفته‌است، رفته‌ایم، رفته‌اید، رفته‌اند (ماضی نقلی)

رفته باشم، رفته باشی، رفته باشد، رفته باشیم، رفته باشید، رفته باشند (ماضی التزامی)

رفته بودم، رفته بودی، رفته بود، رفته بودیم، رفته بودید، رفته بودند (ماضی بعید)

و ماده‌ی مضارع مصدر «رفتن»: رو

می‌روم، می‌روی، می‌رود، می‌رویم، می‌روید، می‌روند (مضارع اخباری)

بروم، بروی، برود، برویم، بروید، بروند (مضارع التزامی)

خواهم رفت، خواهی رفت، خواهد رفت، خواهیم رفت، خواهید رفت، خواهند رفت (آینده)

تعداد فعل‌های ساده‌ی بی‌قاعده‌ی زبان فارسی زیر 500 نمونه است. برای همین، درگذر تاریخ، ایرانیانِ فارسی‌زبان تصمیم گرفتند یک راه دیگرِ فعل‌سازی را به‌کار ببرند، که تعداد فعل‌ها را نامحدود کند:

فعلهای سادهی باقاعده

راه دیگری که می‌شود فعل ساخت، کاربرد فعل باقاعده است. روش ساخت آن بسیار آسان و شبیه ساخت فعل باقاعده در زبان انگلیسی‌ست؛ یعنی از این فرمول استفاده می‌شود:

اسم یا صفت یا صوت [در جای ماده‌ی مضارع] + - ید (گذشته‌ساز) = ماده‌ی ماضی

ببینید چه‌قدر شبیه شیوه‌ی ساخت فعل باقاعده‌ی انگلیسی‌ست:

Work + ed = worked

مثال:

1-  اسم: جنگ (اسم در جایگاه ماده‌ی مضارع) + - ید = جنگید (ماده‌ی ماضی)

صرف فعل مضارع و ماضی از جنگیدن:

نمونه‌ی مضارع: می‌جنگم، می‌جنگی، می‌جنگد، ...

نمونه‌ی ماضی: جنگیدم، جنگیدی، جنگید، ...

2- صفت: ترش (صفت در جایگاه ماده‌ی مضارع) + - ید = ترشید (ماده‌ی ماضی)

صرف فعل مضارع و ماضی از ترشیدن:

نمونه‌ی مضارع: می‌ترشم، می‌ترشی، می‌ترشد،...

نمونه‌ی ماضی: ترشیدم، ترشیدی، ترشید، ...

3- صوت:  تپ (صدای قلب در جایگاه ماده‌ی مضارع) + - ید = تپید (ماده‌ی ماضی)

صرف فعل مضارع و ماضی از تپیدن:

نمونه‌ی مضارع: می‌تپم، می‌تپی، می‌تپد، ...

نمونه‌ی ماضی: تپیدم، تپیدی، تپید

جالب آن‌که فعل‌های باقاعده را فقط از روی واژگان فارسی نمی‌سازیم؛ بلکه کلمه مالِ (متعلق به) هر سرزمینی که باشد، می‌توانیم با آن فعل باقاعده بسازیم؛ مانند: طلب (عربی): طلبید؛ گُرخ (ترکی): گُرخید؛ شوت (انگلیسی): شوتید!!

ساخت فعل‌های باقاعده، هم در زبان معیار رواج دارد؛ هم زبان مردم، هم زبان ادبی؛ برای نمونه:

زبان معیار: انجام داد انجامید

زبان مردم: شوت زد شوتید

زبان ادیبان: مزه کرد مزید (در متن شاهنامه)

با ساخت فعل باقاعده، دیگر شمار فعل‌های فارسی ته ندارد! یعنی با هر واژه‌ای، می‌خواهد صفت باشد، یا اسم، یا حتی صوت، و متعلق به هر سرزمینی – فقط کافی‌ست در زبان فارسی رایج باشد- می‌توان فعل ساخت.

نکته:

ساخت فعل باقاعده، به دیروز و صد سال پیش برنمی‌گردد؛ بلکه این شیوه‌ی ساخت فعل، در متون پهلوی ساسانی (حدود 1700 سال پیش) نیز رواج داشته‌است و بزرگان ادب فارسی، مانند: فردوسی، مولوی، سعدی از این شیوه بهره‌ها برده‌اند! پس برخلاف نظر برخی دستورنویسان، که به فعل باقاعده، مصدر جعلی گفته و آن را نادرست دانسته‌اند، این روش ساخت فعل، اصیل، مهم و در زبان فارسی بسیار کاربردی‌ست!

نمونهی کاربرد فعل باقاعده در رسانه:

1-     مناظره‌های شعاری و کلامی این دو گروه که گاه به تنش‌های کوچکی هم میانجامید، ... 

2-     اما نجیب تون رزاق 62 ساله طی این مدت با همة پیش‌بینی‌ها، مخالفان را به مبارزه طلبید ...

3-     ابتکار گفت: نمی‌توان با قوانین طبیعت جنگید ...

4-     پدری که با خنده‌هایمان می‌خندید و پابه‌پای ما در کوچه‌های کودکی‌مان بازی می‌کرد

5-     زینب (س) مگر ترسید به کربلا برود، که من بترسم؟

فعلهای مرکب

اما فارسی‌زبانان، باز هم آرام ننشستند و روش دیگری را برای ساخت فعل به روش‌های پیشین اضافه کردند. این روش، به‌ویژه بعد از اسلام در متون سده‌ی 4 و 5 قمری رواج داشت؛ یعنی کاربرد فعل مرکب!

و البته فعل مرکب، فعل دوست‌داشتنیِ شما نویسندگان رسانه و زبان معیار اداری هم هست.

برای ساخت فعل مرکب، دو راه داریم:

1- اسم یا صفت + فعل کمکی: اعلام کرد، اظهار داشت، پایان یافت، زنگ زد، بیان فرمود، یاری نمود، کتک خورد،...

2- حرف اضافه + اسم + فعل کمکی: به دست آورد. به وجود آورد، به نقد کشید، از دست داد، ...

چون اسم یا صفت در فعل مرکب صرف نمی‌شود، فعل کمکی می‌آید، تا با آن بتوانیم اسم یا صفت را به فعل تبدیل کنیم.

نکته 1:

فعل کمکی در فعل مرکب، دیگر معنا ندارد و فقط ابزاری‌ست برای ساخت فعل با اسم یا صفت. بنابراین، آن گروه نویسندگان که خیال می‌کنند فعل کمکی هم‌چنان معنا دارد و نباید برای مثال در رسانه نوشت یا گفت: «اعلام نمود، ابراز گردید»، ساختار فعل مرکب را نمی‌شناسند.

فعل‌های کمکیِ رایج در زبان فارسی چنین‌اند:

آمدن، آوردن، ایستادن، بردن، بستن، پیوستن، خواستن، خوردن، دادن، داشتن، دیدن، رفتن، زدن، ساختن، شدن، فرمودن، کردن، کشیدن، گردیدن، گردانیدن، گرفتن، گشتن، نمودن، نهادن، یافتن

باز هم تکرار می‌کنم: فعل کمکی در ساختار فعل مرکب، دیگر معنای خودش را از دست داده‌‌است.

برای نمونه: فعل کردن به معنای ساختن و انجام دادن است؛ اما در فعل مرکبِ اعلام کرد، دیگر کرد معنا ندارد و تنها برای این آمده‌است که اعلام را به فعل تبدیل کند.

نکته 2:

برخی فعل‌های کمکی به جای هم به کار می‌روند و مانند هم هستند؛ برای نمونه: گشتن، گردیدن، شدن، هر سه برای مجهول کردن فعل – چه ساده، چه مرکب- استفاده می‌شود؛ هم‌چنین فعل‌های کمکی: کردن، نمودن، فرمودن نیز به جای هم کاربرد دارند؛ و این ویژگی از دیرباز در زبان فارسی رواج داشته‌است.

پس چه بگوییم: اعلام شد، چه بگوییم: اعلام گشت یا اعلام گردید، هرسه درست است.

نکته 3:

چون فعل های کمکی گشتن، گردیدن، نمودن در رسانه ها کمتر به کار می رود و اغلب سایت های خبری و نشریات این سه فعل را فعل های اصلی می دانند ، بهتر است رسانه نویس ها روند خود را تغییر ندهند و به همان شیوه معمول رسانه شان از شکل فعل کمکی این سه فعل استفاده نکنند.

نکته 4:

گاهی ساختن نیز به جای کردن به‌کار می‌رود: پراکنده کردن = پراکنده ساختن = پراکنده نمودن = پراکنده فرمودن

اما همان‌گونه که دیدید، فعل کمکیِ نمودن، همواره می‌تواند به جای کردن به‌کار رود.

نکته‌ی ویرایشیِ فعل مرکب این است که باید اجزای آن همواره در کنار هم نوشته شوند:

جمله‌ی نادرست: نیاز به وام دانشجویی دارم.

جمله ی درست:   به وام دانشجویی نیاز دارم.

جمله‌ی نادرست: ... به محض برداشته شدن تحریم‌ها این گفت‌وگوها منجر به توافق و انعقاد قرارداد در آینده شود.

جمله ی درست:  به محض برداشته شدن تحریم‌ها این گفت‌وگوها به توافق و انعقاد قرارداد در آینده بینجامد.

نکته 5 :

برای کوتاه‌نویسی، بسیاری از فعل‌های مرکبی را که در رسانه استفاده می‌کنیم، می‌توانیم به فعل ساده‌ی باقاعده تبدیل نماییم:

فعل با قاعده      فعل مرکب

خرید

   خریداری کرد

انجامید

انجام گرفت، منجر شد

پرید

   پر زد

گریخت

   فرار کرد

سنجید

   ارزیابی کرد

پرسید

   سوال کرد

طلبید

   طلب کرد

آزمود

   امتحان کرد

 

جمله‌ی نادرست: هشت سال با ما جنگ کردند و نتوانستند، تخطی به این نظام و کشور کنند، حال اگر باز هوسی در سر دارند، این گوی و این میدان آماده است و می توانند امتحان کنند.

جمله ی درست:  هشت سال با ما جنگیدند و نتوانستند به این نظام و کشور تخطی کنند (برای نظام و کشور مشکلی بیافرینند). حال اگر باز در سر هوسی دارند، این گوی و این میدان! می‌توانند امتحان کنند.

جمله‌ی نادرست: نامه ای که رئیس شورای اروپا در آستانه نشست آتی این شورا به رهبران کشورهای عضو اتحادیه اروپا ارسال کرده است، ...

جمله ی درست:     جمله‌ی درست: نامه‌ای که رییس شورای اروپا در آستانة نشست بعدیِ این شورا به رهبران کشورهای عضو اتحادیة اروپا فرستاده است،...

منبع : روابط عمومی روزنامه ایران آموزش خبرنگاری
برچسب ها : زبان ,ماضی ,ساخت ,مضارع ,فعل‌های ,ماده‌ی ,زبان فارسی ,ماده‌ی ماضی ,ماده‌ی مضارع ,برای ساخت ,جمله‌ی نادرست ,جایگاه ماده‌ی مضارع ,زبان بیش‌تر

آموزش خبرنگاری

:: آموزش خبرنگاری

میانجی های زبان فارسی 1

در زبان فارسیِ امروزی، هنگامی که دو مصوّت کنار هم قرار بگیرند، بین شان میانجی می خوانیم و می نویسیم. اغلبِ این میانجی ها، یای میانجی است؛ اما میانجی های دیگری هم در زبان فارسیِ کنونی داریم. در این درس ضمن بررسیِ جا و نگارش درست میانجی های فارسی، برخی تفاوت های نگارشیِ آن را میان نهادهای مربوط بیان می کنیم.

 

میانجی های زبان فارسی 1

 

میانجی می گوییم! پس می نویسیم!

ما فارسی‌زبان‌های امروزی نمی‌توانیم دو مصوّت (حرف صدادار) را پشت سر هم بگوییم. یعنی مثلاً نمی‌توانیم «آ» و «ای» (i) را بدون یک حرف صامت (حرف بی‌صدا) در وسط‌شان بخوانیم. برای همین، دو کار می‌کنیم:

یا یکی از مصوت‌ها را در گفتار روزانه یا نوشتار زبان عامیانه حذف می‌کنیم؛

یا بین دو مصوّت یک میانجیِ صامت می‌گذاریم تا آسان‌تر بخوانیم‌اش:

شاید بپرسید، این مصوّت و صامت اصلاً یعنی چه؟

پاسخ به این سوال، یادآوریِ درس‌های کلاس اول ابتدایی را می‌طلبد. از 32 حرف الفبای فارسی، فقط الف صدادار یا مصوّت است و بقیه صامت یا بی‌صدا هستند. اما جز الف، باز هم مصوّت داریم. در فارسیِ امروزی ما 6 مصوّت داریم:

آ/ ا (â) [مثل آزاد]، او (û) [مثل شورش]، ای (î) [مثل ایران] که 3 مصوّت بلند زبان فارسیِ کنونی هستند؛

و ــَـ (a)، ــُـ (o)، ــِـ (e) که 3 مصوّت کوتاه زبان فارسیِ کنونی هستند.

اما برگردیم به درس‌مان: اگر قرار باشد دو مصوّت –به هر دلیلی- کنار هم قرار بگیرند، یا یکی از آن دو را حذف می‌کنیم، یا یک صامت میانجی بین‌شان می‌گذاریم. مهم‌ترین و اصلی‌ترین صامت میانجی، ی (y) است، که هم در گفتار مردم وجود دارد، هم در زبان فارسیِ معیار، هم در نوشته‌ها و سخنان ادبی!

                                     

یای میانجی در فعل

اعضای هر سه بخش (مردم، ادیبان و کاربران زبان معیار) فعل‌هایی را به‌کار می‌برند که یای میانجی داشته باشد؛ مثال از «آمدن» در زمان حال؛ مصدر «آمدن»، ماده‌ی ماضی «آمد» و ماده‌ی مضارع «آ» را دارد. وقتی قرار باشد به اول ماده‌ی مضارع، پیشوند فعلیِ «بـِ، نـَ، مـَ» را اضافه کنیم، چون دو مصوّت کنار هم قرار می‌گیرند، صامت میانجیِ ی (y) پیدایش می‌شود:

بیا= (بـِ (پیشوند فعلی)+ یای میانجی+ ا (ماده‌ی مضارع فعل آمدن)

فعل «بیا» مختص زبان معیار نیست و در ادبیات و زبان مردم کوچه‌وبازار هم مصرف دارد.

حالا اگر قرار باشد شناسه (ـَـم، ـی، ـَـد، ـیم، ـید، ـَند) هم به پایان فعل «بیا» اضافه بشود، باز هم میانجیِ ی (y) می‌آید:

بیا + یای میانجی+ شناسه‌ها (ـَـم، ـی، ـَـد، ـیم، ـید، ـَند): بیایم، بیایی، بیاید، بیاییم، بیایید، بیایند

دقت کنید که زیر «ی»هایی که در مثال بالا خط کشیده شده، همگی یای میانجی هستند؛ یعنی در یک فعل دو یای میانجی حضور دارد!

البته در زبان مردم، این یای میانجی دوم دیگر نمی‌آید. مردم از قانون اولی که گفتیم (یعنی حذف یکی از مصوّت‌ها) استفاده می‌کنند و با حذف مصوّت آغازینِ شناسه، لزومی برای استفاده از یای میانجی نمی‌بینند:

بیا + شناسه‌ی کوتاه‌شده (م، ی، د، یم، ید، ند): بیام، بیای، بیاد، بیایم، بیاید (بیاین)، بیاند (بیان)

از این دست فعل‌ها در زبان فارسی -به‌ویژه زبان معیار- کم نداریم؛ مانند: گویم و صرف آن در تمامیِ صیغه‌های مضارع با هر پیشوند فعلی (می، بـِ، نـَ، مـَ): بگویم، نگویید، می‌گوید، مگوییم،...

نکته‌ی ویرایشی‌ای که در نگارش این فعل‌ها باید رعایت کرد، این است که، نباید میان ماده‌ی مضارع فعل و شناسه‌، به جای یای میانجی همزه بیاید؛ برای نمونه:

 ننویسیم  بنویسیم

بفرمائید

بفرمایید

بگوئید

بگویید

نمائید

نمایید

بیائید

بیایید

 

و از این دست بسیار است، که نویسندگان زبان معیار به‌اشتباه به جای یای میانجی، همزه می‌گذارند!

یای میانجی در اضافه ها

یای میانجی فقط در فعل کاربرد ندارد؛ بلکه اگر اسم یا صفتی به اسم یا صفتی دیگر اضافه شود، ممکن است یای میانجی بیاید. یعنی وقتی که حرف آخر اسم یا صفت اولی مصوّت (صدادار) باشد، همیشه یای میانجی سروکلّه‌اش پیدا می‌شود؛ چون باز هم دو مصوّت کنار هم قرار می‌گیرند!

یادتان باشد، در اضافه شدن یک اسم یا صفت به اسم یا صفت دیگر، نشانه‌ی اضافه، مصوّت کوتاهِ «ـِـ» (e) است. پس اگر حرف پایانیِ اسم اولی مصوّت باشد، دو مصوّت کنار هم قرار می‌گیرند و برای همین، یای میانجی کاربرد دارد؛ مانند:

دانا + یای میانجی+ ـِـ + کل= دانای کل

دانشجو+ یای میانجی+ ـِـ + نمونه= دانشجوی نمونه

ماهی+ ـِـ + تنگ = ماهیِ تُنگ

نکته:

 بنا به دستور فرهنگستان، در نمونه‌ی بالا و موارد مشابه آن، یای میانجی نوشته نمی‌شود و تنها صدای «ـِـ» به زیر ی (ī)، یعنی صدای پایانیِ «ماهی» آورده می‌شود. در آموزش و پرورش می‌گویند: یایی که خوانده می‌شود، اما به دلیل زیبایی‌شناختی نوشته نمی‌شود؛ اما چرای زبان‌شناختیِ آن برکسی آشکار نیست! چون اگر قرار باشد درست بنویسیم، باید این‌گونه می‌شد:

ماهی + یای میانجی + ـِـ تُنگ = ماهی‌ی تنگ

که «ی» اول مربوط به کلمه (ماهی) و صدایش «i» است؛ و «ی» دوم، میانجی و صدایش «y» است؛ منتها چون شکل‌شان یکی‌است، به‌احتمال گمان کرده‌اند، صدایشان هم یکی‌است و به تکرار نیازی نیست، که این اشتباه است؛ و باید به همین شکل نوشته شود.

پالتو+ یای میانجی+ ـِـ + بلند = پالتوی بلند

نامه+ یای میانجی + ـِـ + سرگشاده = نامه‌ی سرگشاده

نکته: 

در دستور خط فرهنگستان، یای میانجی به‌صورت «ء» بالای «ه، ـه» قرار می‌گیرد (ۀ ، ـۀ) اما در نگارش رایج در مدرسه‌ها و آموزش و پرورش، یای میانجی نوشته می‌شود: نامه‌ی سرگشاد

منبع : روابط عمومی روزنامه ایران آموزش خبرنگاری
برچسب ها : میانجی ,مصوّت ,زبان ,صامت ,فارسیِ ,یعنی ,زبان فارسیِ ,قرار باشد ,زبان معیار ,مصوّت کنار ,ماده‌ی مضارع ,زبان فارسیِ کنونی